دانشکده موفقیت

هدف اصلی این وبلاگ ارائه آموزش و متدهای نوین و جهانی موفقیت برای تمام افراد است.

دانشکده موفقیت

هدف اصلی این وبلاگ ارائه آموزش و متدهای نوین و جهانی موفقیت برای تمام افراد است.

دانشکده موفقیت

موفقیت امری اتفاقی نیست!!!

پیام های کوتاه

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کارآفرینی» ثبت شده است

آموزش

یکی از موضوعاتی که امروز گریبان گیر جامعه شده است بحث مدرک گرایی و ادامه تحصیل است. هر کس  تلاش میکند تا آنجا که امکان دارد تحصیلات خود را بالا ببرد. گاهی افراد بی وقفه تا مقطع دکتری تحصیل میکنند اما اکنون میبینیم که همین دکتران عزیز امکان جذب بازار کار را ندارند و مجبور هستند به شغلهایی غیر مرتبط و گاه بسیار پایین تر از سطح تحصیلیشان تن در دهند.

جامعه شناسان بسیار در این باره تحلیل های ریز و درشت داده اند که امکان بررسی آن در این جا نمی گنجد.

ما میخواهیم به صورت کاملا ساده این موضوع را ریشه یابی کنیم و ببینیم مشکل چیست. برای قشر متوسط (و نه ثروتمند) که بخش وسیعی از جامعه را تشکیل می دهند و معمولا به دنبال کار کارمندی (منظور در اینجا کار برای کسی دیگر است نه همان چیزی که ما از کارمندی در ذهن داریم) هستند با توجه به رقابتی اکنون در یافتن کار و سیل عظیم بیکاران وجود دارد چیزی است با عنوان "ارزش ذاتی".

ارزش ذاتی چیزی است که بقیه حاضرند برای آن به شما پول بدهند. چیزی است که کارفرمایان به آن نیاز دارند و در قبلش هزینه میکنند. هر چه ارزش ذاتی شخصی بیشتر باشد بقیه حاضرند پول بیشتری به شخص بدهند. به عنوان مثال افرادی که تخصص هایی خاص دارند که تعداد کمی از افراد دارای این تخصص هستند ارزش ذاتی این افراد بیشتر است و به تبع پول بیشتری هم به این افراد پرداخت میگردد.

یکی از فاکتورهایی که ارزش ذاتی یک شخص (کارمند) را بالا می برد تحصیلات است. این افراد سعی میکنن با تحصیلات بیشتر ارزش ذاتی بیشتری برای خود کسب کنند. حتما شنیده اید که برخی از افراد پول گزافی می دهند و مدرک می خرند آیا واقعاً یک تکه کاغذ کوچک ارزش این هزینه زیاد را دارد. بله چون برایشان ارزش ذاتی به ارمغان می آورد.

این تفکرات و دنیای قشر متوسط حال برویم به تفکرات قشر ثروتمند که نظر آنها چیست؟

اگر شما در زندگی افراد موفق و ثروتمند دقیق شوید یکی از بارز ترین خصوصیات این افراد مطالعه است و از چیزی به عنوان آموزش همیشگی نام می برند. جالب است که افراد سوپر ثروتمندی مثل استیو جابز فقید یا بیل گیتس حتی دانشگاه را در میانه راه رها میکنند و به دنبال علایق خود می روند. خوب واضح است چون این افراد نمیخواهند قشر متوسط باشند پس همانند قشر متوسط نیز فکر و عمل نمی کنند.

البته آموزش همیشگی برای این افراد بسیار مهم است و همواره به آن تاکیید میکنند اما مدل این آموزش با آموزش اکادمیکی که ما می دانیم فرق میکند.

آموزش آنها شامل مطالعه کتابهای مرتبط با فعالیتشان و مقالات و مطالب، شرکت در سمینار، شرکت در کلاس های آموزش، دیدن فیلم های آموزشی می باشد که بابت خیلی از آنها هم هیچ مدرکی نمیگیرند بر عکس ما که همیشه به فکر مدرک می باشند.

البته در آخر ذکر این مورد مهم است که در اینجا قصد تحقیر طبقه متوسط وجود ندارد یا عیب جویی وجود ندارد بلکه موضوع این است افرادی که میخواهند در این طبقه باشند باید طبق قواعد این طبقه عمل کنند و اگر کسی تمایل دارد در طبقه ثروتمندان باشد باید به قواعد آن طبقه بازی کند. دیگر قوانین طبقه متوسط کارساز نخواهد بود.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۵۶
تیم دانشکده موفقیت

معادله پول در برابر زمان!

زمان بزرگترین سرمایه هر کسی است که محدود است. همه ما از زمان تولد تا زمان مرگ زمان محدودی در اختیار داریم و به هیچ شیوه ممکن امکان 

افزایش مجدد این سرمایه را در اختیار نخواهیم داشت. این ثانیه ای که اکنون شما در حال مطالعه این درس هستید بر نخواهد گشت. به هیچ شیوه ممکن!!

پس به عبارتی می توان گفت زمان مهمترین و با ازش ترین سرمایه ماست. شاید بتوان پول از دست رفته، ارتباط از دست رفته، خانه از دست رفنه را 

مجدداً به عنوان سرمایه باز گرداند اما درباره زمان خیر. 

اگر به دقت به کارهایی که در طول روز انجام می دهید نظاره کنید می بینید که آنچنان توجه ای به این سرمایه محدود نمی شود. گویی که این سرمایه نا محدود است و هرگز به اتمام نمی رسد. ما آنچنان با دست و دلبازی با این مهم ترین سرمایه خود برخورد می کنیم که حتی در برخورد با بی ازش ترین چیزها این گونه عمل نمی کنیم. در صف رستوران می ایستیم. در ترافیک زمان تلف میکنیم. تمام مدت شبانه روز مشغول تماشای تلویزیون هستیم. با دوستان خود در حال صحبت های بی مورد و کشتن زمانیم. در ادارات و موسسات زمان خود را می کشیم تا روز کاری به پایان برسد و روی کاناپه به دیدن برنامه مورد علاقه خود بپردازیم.

اما ثروتمندان جور دیگری فکر میکنن و برای زمانشان ارزش قائل هستند. حتی سعی میکنن کارها را به دیگران منتقل کنند و خود به کارهای مهمتری بپردازند. اما هیچ گاه این موضوع را به دیگران نمی گویند. علاقه ندارند که دیگران پی به ارزش این سرمایه خود ببرند چرا که در اینصورت مجبوراً هزینه بسیار زیادی برای استفاده زمان دیگران پرداخت کنند. این داستان زمانی فاجعه تر می شود که ما پی می بریم که در ازای زمان خود چقدر پول میگیریم. افراد بسیار زیادی در دام  پول در ازای زمان افتاده اند. اما به چه قیمتی؟؟ 

برخی از از ما شاید 1 دلار نیز به ازای یکساعت از زمانی که صرف میکنیم دریافت نکنیم. اما آیا ثروتمندان این مطلب را به ما میگویند؟؟ هرگز!!!

این دامی است که برای ما مهیا شده است. زمان صرف کن و پول در بیاور. اما آیا واقعا به این شیوه می توان همچون آنها ثروتمند شد؟؟

باز هم هرگز!!!

شما زمانی محدودی در طول شبانه روز دارید و حتی زمان محدودتری برای انجام کارها در طول روزتان دارید پس پولی که در برابر زمان کسب میکنید نیز محدود خواهد بود.

شما هیچ ثروتمندی را نمی یابید که در دام "پول در ازای زمان " گیر افتاده باشد بلکه آنها اموخته اند از این دام برای دیگران استفاده کنند و سرمایه گرانبهای شما را به ارزان ترین مبلغ ممکن می خرند. به عبارتی شما در حال فروش زندگی خود به آنها هستید.

چقدر حاضرید برای زندگی تان پول بگیرید؟؟ 1000 دلار؟ 10000 دلار؟ 100000 دلار؟ 1000000 دلار؟ در حالیکه می بینید ناخواسته به راحتی و به مبلغی بسیار پایین تر در حال فروش آن هستید. به چه کسی؟ خوب معلوم است ثروتمندان.

خوب در این موضوغ تفکر کنید....

ثروتمندان هیچگاه به شما نخواهند گفت که : وقت طلاست!!.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۳۲
تیم دانشکده موفقیت

سفر هزار کیلومتری را هم باید با برداشتن یک گام همچون نوپایان آغاز کرد. یعنی در آغاز به جای جهش به پیش ،گامی کوتاه بردارید . معیارپیروزی مالی با گام های بزرگ نیست، شمار گام ها، جهت حرکت و مدت زمانی است که در میدان دوام میآوریم. ترس و تردیدهای آغازینبسیاری را از حرکت باز می دارد. یادگیری راستین، نیازمند یادگیری ذهنی، احساسی و جسمی است . پویایی، ایستایی را می شکند. اگر

حرکت کنید و اشتباهی رخ دهد، دست کم چیزی ذهنی، احساسی یا بدنی میآموزید.

افرادی که از ناداری به ثروت رسیده اند عمدتاً سه ویژه گی دارند:

• دارای دیدگاه بلند مدت بوده اند،

• به سعادت دیررس باور دارند،

• از توانمندی ترکیب نیروها به نفع خود بهره برداری نموده اند.

درمقابل کسانی که از ثروت به ناداری رسیده اند دیدگاهی کوتاه مدت داشته، خواستار خوشی های زودگذرند و از نیروی ترکیب، استفاده نابهذجا میکنند. رؤیا را بزرگ برگزینید ولی با گامهای کوچک به سوی آن حرکت کنید. به این ترتیب پیشرفت خود را مشاهده می کنیدو از آن انگیزهمیگیرید.

سه الگوی نقدینگی برای مردم وجود دارد. نادارها تمام درآمد خود را هزینه میکنند و دارایی برای خود باقی نمیگذارند. طبقات میانی از درآمد خودبدهی می سازند و آن را نیز هزینه می کنند. اینان نیزدارایی ندارند و به جای آن بدهی دارند. اما ثروتمندان درآمد خود را از طریق دارایی هایشانکسب میکنند. برای اندیشیدن همچون ثروتمندان باید آموزش ببینیم و جریان نقدینگی خود را مهار کنیم. داشتن پول و درآمد کافی نیست .این جریان نقدینگی است که میتواند مارا ثروتمند سازد یا به خاک بنشاند.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۷ ، ۱۳:۳۴
تیم دانشکده موفقیت

اولین کشف در مورد الگوهای فکرکردن در مورد ثروتمندان خودساخته، این است که آ نها عادت دارند در بیشتر مواقع به شرایط استقلال مالی فکر کنند. در سنین جوانی یا در نقطه خاصی از زندگی، آ نها بر دستیابی به اهدافی خاص برای موفقیت مالی تمرکز م یکنند. ثروتمندان خودساخته برای خود این قانون را ایجاد م یکنند تا هر فداکاری لازم برای دستیابی به این اهداف مالی را انجام دهند. آن ها زندگی مالی خود را صرف سازماندهی و سازماندهی مجدد  میکنند تا جایی که همه موارد هماهنگ باشند و در حرکت به سوی تحقق آن اهداف خاص مالی به آ نها کمک کنند.

چگونه ثروتمندان خودساخته، اهداف مالی خود را تعیین م یکنند بسیاری افراد در رابطه با پول، عاد تهایی خلاف عاد تهای ثروتمندان خودساخته دارند. اکثر افراد به جای تعیین اهداف مالی و فکر کردن در مورد پس انداز پول و موفقیت مالی، به خرج کردن و لذت بردن از هر پولی که به دستشان می رسد و هر چیزی که می توانند از دوستا نشان قرض بگیرند یا در کارت اعتباری آنان موجود است، فکر م یکنند. در مورد خصوصیات کارآفرینانموفق و را ههای ایجاد تجارت موفق به سایت من با نام گزارش را ههای ثروت مراجعه کنید.

در نقط های خاص از زندگی، هر فردی به چهارراه اهداف مالی خود می رسد. یک راه به سمت درآمد، پس انداز و جمع کردن پول می رود، درحالیکه راه دیگر به سمت درآمد، هزینه و قرض پیش م یرود. به عنوان فردی بالغ و مسوول، باید تصمیم بگیرید که م یخواهید به کدام راه بروید. مهم نیست که تاکنون در کدامین راه قدم برمی داشتید، شما آزادید راهی را که از امروز م یخواهید سپری کنید، انتخاب کنید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۳۷
تیم دانشکده موفقیت

آنچه داراها میکنند بسیار ساده است. بسیاری از ثروتمندان چندان درس نخوانده اند. زیرا بخش عملی کار آنان چندان دشوار و پیچیده نیست.بزرگترین دارایی ثروتمندان این است که متفاوت از دیگران میاندیشند. بودن- انجام دادن- داشتن. اینها سه واژه کلیدی مسیر حرکت به سوی پیروزی اند. داشتن عبارت از هدف است. اغلب مردم در پی داشتن هدفی به دنبال بررسی آنچه باید برای رسیدن به آن انجام دهند میافتند.

درحالی که ابتدا باید ببینند که کجا هستند . بودن، همان اندیشه های ماست. تفاوت در کردار دست اندر کاران کسب و کار وسرمایه گذاران نیست، بلکه در چگونگی اندیشیدن و چه بودن افراد، در ریشه و گوهر وجودشان است. گروهه ای چهارگانه، خواسته ها و نیازهای متفاوتی دارند که پیشتر گفته شد. این تفاوت در خواسته هاست که تفاوت در چگونه بودن آنها را شکل میدهد. بخش بزرگی از انسان بودن، انسانیت است و انسانیت یعنی داشتن احساس . احساس ها در افراد مختلف یکسان است، تفاوت در نحوه برخورد و مدیریت آنها در

افراد متفاوت است. بزرگترین عامل ایجاد ناکامی مالی، ترس از، از دست دادن پول است. از همین رو اغلب با احتیاط بازی میکنیم و میکوشیم تا مهار اوضاع را در دست داشته باشیم. همه ما در زندگی مواقعی را تجربه کرده ایم که در آنها احساسمان بر منطق چیره شده است.

 میگویند هوش احساسی انسان 24 برابر هوش استدلالی است. به همین دلیل باید مدیریت بر احساس ها را بیاموزیم. باید به گفتگوهای درونی خود بها دهیم . د رحرکت از موقعیت طلب تضمین شغلی به موقعیت خواستن آزادی مالی باید بدانیم که آنچه در یک طرف منطقی است ممکن است در سمت دیگر غیرمنطقی باشد . در این راه بهترین راهنما همان ندای درونی خود ماست که تشخیص دهیم کدام اندیشه منطقی است و کدام نه. سخنان ما، اندیشه هایمان را شکل میدهند. باید از سخنان منفیبافانه اجتناب کنیم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۰
تیم دانشکده موفقیت

کسانی که فطرتاً در موقعیت کارمندی یا خویش فرمایی هستند، کسب ایمنی شغلی را اولویت اول خود میدانند. در مقابل مالکین کسب وکار و سرمایه گذاران به داشتن آزادی مالی بهای بیشتری میدهند. مهمترین دلیلی که اغلب مردم ایمنی شغلی را مهمتر میدانند این است که به آنها اینگونه آموزش داده شده است. آنگاه آنان پس از فراغت از تحصیل به سرعت درگیر بدهی ها میشوند. این افراد وقتی خود را پیروز می دانند  که حقوق و مزایای قابل توجهی داشته و آن را صرف خرید لوازم رفاهی کنند . بدین ترتیب همواره باید بیشتر کار کنند تا توان بازپرداخت اقساط این زندگی تجملی را داشته باشند و بالطبع وقت کمتری برای پرداختن به خود و خانواده شان دارند. در مقابل دو گروه دیگر با کسب پیروزی هر لحظه وقت آزاد بیشتری پیدا می کنند چرا که دیگران و حتی پول، خودشان برایشان کار میکند. برای ایشان پیروزی به هوشمندی مالی نیاز دارد نه کار بدنی بیشتر.

 هوشمندی مالی بدان معنا نیست که چقدر پول می سازید، بلکه بدان معناست که چگونه پولتان را به پول ساختن وا میدارید و ترتیبی میدهید که در نسلهای آتی حفظ شود. بهتر است دست کم در دو راه از کارراهه مالی خبره شوید، یعنی هم خودتان کار کنید و هم دیگران و پول را برای خود به کار وادارید. باید برای رسیدن آینده آماده بود و همواره بخشی از ثروت خود را صرف آموختن مسائل مالی کرد تا برای مقابله با دگرگونی ها آماده باشیم. به کسب و کار و سرمایه گذاری بپردازید و بگذارید دیگران برای شما کار کنند . به این ترتیب اختیار کارکردن یا کار نکردن را دارید.

 نکته مهم این است که در هر موقعیتی از آموختن باز نمانید. تمامی روشهای کسب درآمد را بیاموزید و به کار ببندید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۳۷
تیم دانشکده موفقیت


مرور یکی از پرکاربردترین کلمات در حوزه‌های کسب‌و‌کار، واژه «استارت‌آپ» است.

شما نیز حتما در اخبار و رسانه‌ها بارها و بارها این کلمه را شنیده‌اید و شاید برنامه‌های تلویزیونی یا تبلیغاتی در سطح شهر در رابطه با راه‌اندازی استارت‌آپ دیده باشید. اما چرا استارت‌آپ تا این اندازه در اقتصاد و کسب درآمد مردم و کشورها پر اهمیت است؟ بررسی مفهوم و اصالت این واژه به ما کمک می‌کند تا به نقش حیاتی این پدیده در اقتصاد کشورها به‌خصوص در دو دهه پیش‌رو پی ببریم.

واژه استارت‌آپ در زبان انگلیسی به معنای «شرکت نوپا» است. این شرکت نوپا ویژگی‌هایی دارد که آن را از نمونه‌های مشابه خود متمایز می‌کند. شما می‌توانید یک شرکت یا کسب‌و‌کار جدید راه‌اندازی کنید که مشابه آن وجود دارد، در ماه‌های اول شرکت شما هنوز به‌درستی سر و شکل نگرفته است و اصطلاحا بیان می‌کنید شرکت ما نوپاست، اما در استارت‌آپ معنای نوپا بودن به مفهوم اصیل دیگری پیوند خورده است. به گزارش دنیای اقتصاد، کسب‌و‌کارهای مورد نظر در چارچوب استارت‌آپ بر ایده‌های خلاقانه، کارآفرینانه و مبتکرانه در خلق محصولات جدید یا ارائه راه‌حل بهتر برای انجام کسب‌و‌کارهای فعلی است؛ بنابراین نوپا بودن در مفهوم استارت‌آپ به‌معنای نوپا بودن در ایده و خلاقیت در تولید محصولات جدید یا کنار گذاشتن سازوکارهای فعلی برای جایگزین کردن آنها با رویه‌های بهینه است. برای مثال زمانی مردم تمامی کالاها و خدمات خود را از بازار تهیه می‌کردند که نیازمند صرف وقت و انرژی بسیار بود؛ اما در حال حاضر استارت‌آپ‌های اینترنتی شامل انواع فروشگاه‌های اینترنتی به‌خصوص در حوزه لوازم و تجهیزات مختلف، پا به عرصه زندگی مردم گذاشته و موجب صرفه‌جویی بالا در این زمینه شده است.

دیگر نیازی نیست شما برای خرید کالاها و خدمات به محل فروش آنها مراجعه کنید و برای مقایسه کالایی خاص با نمونه‌های مشابه و پیدا کردن بهترین قیمت و کیفیت مورد نظر با توجه به موجودی پول خود، کل بازار را بالا و پایین کنید. در وب‌سایت‌های این فروشگاه‌ها انجام چنین مقایسه‌هایی به‌راحتی امکان‌پذیر است و با پرداخت اینترنتی می‌توانید جنس مورد نظر را در منزل تحویل بگیرید یا در رابطه با تغییر سازوکارهای موجود و تسهیل فرآیندهای پر اصطکاک فعلی می‌توان به استارت‌آپ‌های حمل‌و‌نقل که به‌تازگی در کشور ما جا افتاده و تقریبا تمامی مصرف‌کنندگان از نحوه خدمات‌دهی آن اظهار رضایت می‌کنند، اشاره کرد. به‌جای تماس تلفنی به بنگاهی که چند خودرو محدود دارد، در کسری از زمان نزدیک‌ترین تاکسی به شما، آماده ارائه خدمت است و به‌واسطه تعدد سفرها برای رانندگان، امکان کاهش قیمت سفرها نیز وجود دارد. مزیتی که موجب شده بسیاری از مردم اولین گزینه‌ای که برای سفرهای شهری (در زمانی که نمی‌خواهند از وسیله نقلیه عمومی استفاده کنند) به ذهن‌شان می‌رسد، استفاده از اپلیکیشن مربوط به این استارت‌آپ‌ها روی گوشی همراهشان است.

نوپا بودن، اولین خصیصه استارت‌آپ است اما ویژگی مهم دیگر آن که اهمیت آن را در اقتصاد دو چندان می‌کند رشد سریع و رسیدن به درآمد است که در اغلب موارد درآمدهای حاصل از آن در سطح بسیار بالایی است. کسب درآمد بالا یک پدیده تقریبا قابل پیش‌بینی، در صورت راه‌اندازی مناسب استارت‌آپ است؛ زیرا شما یا محصولی جدید و مورد توجه مردم تولید کرده‌اید، یا ایده‌ای نو برای انجام امور قبلی آنها به فرمی ساده‌تر ایجاد کرده‌اید. در هر دو مورد شما با یک تقاضای جدید و منحصربه‌فرد برای محصولتان مواجه هستید و تمامی عواید حاصل از آن در نبود رقبا به حساب شما واریز می‌شود. توجه داشته باشید اصالت یک استارت‌آپ در نوآوری آن نهفته است، نمی‌توان گفت اگر شما در حضور دو فروشگاه اینترنی در کشور، یک فروشگاه اینترنتی با رویه‌ای مشابه آن و محصولات بیشتر راه‌اندازی کردید، شما استارت‌آپ راه‌اندازی کردید، بلکه این پدیده در حقیقت ورود به یک بازار رقابتی با مزیت نسبی است. در برخی مطالب به اشتباه انجام اعمال مشابه در کسب‌و‌کار را استارت‌آپ اطلاق می‌کنند که به‌واقع تعبیر درستی نیست. استارت‌آپ‌هایی چون گوگل، اپل و مایکروسافت را همیشه در ذهن داشته باشید تا متوجه شوید که مفهوم این واژه در فرم اصیل آن چیست. محصولاتی جدید و نوآورانه که دنیای تجارت و زندگی انسان‌ها را دگرگون کرده و درآمدهای هنگفتی نصیب مالکان، کارآفرینان و اقتصاد کشورهای خود کرده‌اند.

یک اشتباه رایج دیگر در بیان و کاربرد مفهوم استارت‌آپ، بیان این مطلب است که استارت‌آپ به کسب‌و‌کارهای اینترنتی گفته می‌شود. اگر استارت‌آپ‌های بزرگ برای رشد سریع، کاهش هزینه‌های مبادلاتی و گسترش روزافزون تقاضای خود در بازارهای جهانی، به‌صورت عمده بر استفاده از شبکه جهانی اینترنت متمرکز هستند نباید گفت که استارت‌آپ تنها به این حوزه از کسب‌و‌کار مربوط می‌شود. برای مثال یکی از استارت‌آپ‌های معروف دنیا تحت عنوان «پراسپورا» که با سرمایه‌ اولیه ۱۱۲ میلیون دلار، جزء ۲۰ استارت‌آپ برتر سال ۲۰۱۷ بود؛ مربوط به کاربرد هوش مصنوعی در صنعت کشاورزی برای افزایش بهره‌وری است؛ بنابراین شاید بتوان گفت خصوصیات استارت‌آپ‌ها نظیر رشد سریع و برق‌آسا و کسب بازارهای بزرگ حتی در سطح جهانی موجب شده که عمده محصولات و نوآوری‌ها در این حوزه متمرکز بر تولید محصولات اینترنتی یا تکنولوژی اطلاعات باشد، اما نباید گفت که مفهوم استارت‌آپ لزوما راه‌اندازی کسب‌و‌کار اینترنتی است.

اهمیت استارت‌آپ در اقتصاد کشورها به‌واسطه رشد سریع و ارز‌آوری بالای آن در مدت‌زمان کوتاه است. به‌دیگر بیان گسترش استارت‌آپ‌ها موجب رشد سریع اقتصاد کشورها می‌شود. همان‌طور که ذکر آن در بالا رفت اکثر محصولات ارائه شده در این حوزه، به فرم برنامه‌های کامپیوتری، تکنولوژی‌ها جدید در فناوری اطلاعات، کسب‌وکارهای مبتنی بر شبکه جهانی اینترنت و اخیرا هوش مصنوعی است. طبق پیش‌بینی‌ها تا سال ۲۰۴۰ پیشرفت کشورها در زمینه هوش مصنوعی، یگانه عامل مهم در بقای اقتصاد آنها خواهد بود و کشورهایی که در زمینه تکنولوژی و هوش مصنوعی زیرساختی نداشته باشند در سیستم اقتصادی دنیا وابسته صرف خواهند بود. به‌همین دلیل است که استارت‌آپ‌ها از اهمیت بسیار بالایی در دنیای امروز برخوردار هستند.ایده‌های نو و خلاقانه ماهیتا دارای ریسک بالایی هستند چون در حال معرفی محصول جدید در فضای کسب‌و‌کار هستند که ممکن است مورد قبول واقع نشود به همین دلیل سرمایه‌گذاری در آن در اکثر موارد در فقدان حمایت دولتی در سطح پایینی خواهد بود.

علاوه‌بر این، معرفی یک ایده خلاقانه از پیشنهاد تا اجرای آن باید از سازوکاری مناسب و روان برخوردار باشد تا انگیزه لازم برای ورود کارآفرینان را فراهم کند. این‌ عوامل جزو مواردی هستند که در گسترش استارت‌آپ‌ها ضروری هستند. باید توجه داشت سرمایه‌گذاری در استارت‌آپ ممکن است عوایدی به ابعاد بازارهای بزرگ جهانی، رشد اقتصادی و تامین آینده کشور داشته باشد. دنیا در حال گذار به سمت ارائه محصولات مبتنی بر تکنولوژی‌های پیشرفته خصوصا در زمینه هوش مصنوعی است، در چنین فضایی بدون شک کشورهایی که زیرساخت‌های لازم برای پرورش ایده‌های نو و خلاقانه افراد را فراهم کرده‌اند از جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد آینده برخوردار خواهند بود.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۰۶
تیم دانشکده موفقیت